تبليغاتX
روانشناسی
*/هنگامی که فردی را می بخشید در ذهن خود احساس آرامش خاصی می کنید چرا که دست به کاری الهی و روحانی زده اید.

بهتر است بدانید شما برای انجام این کار از درون مورد هدایت و راهنمایی قرار گرفته اید. مربی و راهنمای شماهمان چیزی است که بصورت ابدی و نامحدود در درون شما وجود دارد وهمواره شما را در

مسیر صحیح زندگی قرار می دهد

به راستی اگر به دقت به ندای درونتان گوش بسپارید مطمن باشیدهیچ گاه به خطا نمی روید

1-در های سلامتی را با کلید بخشش باز کنید

2-مفهوم بخشش را با تمام وجود در یابید وآن را در زندگی به کار ببرید

3-با بخشش به سلامتی و شادابی دست یابید

 

نوشته شده توسط روانشناس در پنجشنبه پنجم آذر 1388 ساعت 9:52 | لینک ثابت |
- من حافظه ضعیفى دارم و کارى هم نمى‏شود کرد! این یک جمله کاملاً بى معناست. شما به سادگى مى‏توانید حافظه ضعیف خود را تقویت کنید و کارآیى آن را افزایش دهید؛ همان گونه که ضعف بینایى یا شنوایى خود را با استفاده از عینک یا سمعک اصلاح مى‏کنید. پس قدم اول این است که شما باید باور کنید که ضعف حافظه، یک بیمارى گذراست و به راحتى قابل علاج و اصلاح است. حالا وقت آن است که دست به کار شوید.

2 -شما حافظه‏اى بسیار نیرومند دارید! باور نمى‏کنید؟ آیا مى‏خواهید این امر را به خودتان ثابت کنید؟ بسیار خوب، سعى کنید چیزى را که قبلاً مى‏دانسته‏اید، فراموش کنید؛ امکان ندارد! این طور نیست؟ حافظه شما به شدت مقاومت مى‏کند و مطمئن باشید که بالاخره این حافظه شماست که برنده مى‏شود. در یک رویارویى کاملاً مستقیم با حافظه خود، مى‏توانید باور کنید که حافظه شما هم قوى و نیرومند است تا براى تقویت بیشتر حافظه، بیش از پیش اعتماد به نفس پیدا کنید.

3 -اولین قدم براى آماده ساختن حافظه، ایجاد یک ارتباط و پیوند و تداعى معانى است. تداعى معانى آگاهانه و کنترل شده، دقیقاً همان حافظه تربیت شده و قابل کنترلى را ایجاد مى‏کند که شما به دنبال آن هستید.

این پیوند یا اتصال معانى، ممکن است آگاهانه و در اختیار یا نیمه هشیارانه و نیمه آگاهانه باشد. تداعى معانى نیمه آگاهانه، یعنى همان تداعى‏هاى ناخودآگاهى که در ذهن شما میان کلمات یا حرکات یا تصاویر خاصى با یک خاطره یا معانى دیگر شکل مى‏گیرد.

اما تداعى معانى آگاهانه که کاملا در کنترل اراده و خواست ماست، همان نیروى اتصالى است که حافظه ما را بیدار و تربیت مى‏کند؛ پس ارتباط میان معانى برقرار کنید تا حافظه‏اى نیرومند بدست آورید. مثلاً فرض کنید که مى‏خواهید معناى کلمه انگلیسى New را به خاطر بسپارید؛ شما در ذهن خود با تکرار کلمه «نیو»، به یاد کلمه نو مى‏افتید. نو و تازه، معناى کاملاً نزدیک به جدید، یعنى کلمه Newدارد. سپس شما با نام نیو به یاد نو ودر نتیجه به یاد جدید و تازه مى‏افتید.

4 -یکى از محرک‏هاى تقویت و تولید کننده جرقه حرکت حافظه، علاقه است. به یاد آوردن چیزهایى که به آنها علاقه داریم، همیشه آسان‏تر از به خاطر آوردن چیزهایى است که مورد علاقه ما نیستند.

یکى از روان شناسان متخصص حافظه مى‏گوید: نیروى حافظه، بستگى زیادى به علاقه دارد. او هر روز صبح از کارهایى که مى‏خواهد انجام دهد، فهرستى ذهنى تهیه مى‏کند و مى‏گوید نکته مهم این است که اتصال‏هاى یاد آورنده ذهنى، مارا مجبور کنند در لحظه مناسب، به آن چیزها علاقه‏مند شویم.

به عبارت ساده‏تر، تداعى، باعث ایجاد علاقه مى‏شود.

براى به خاطر آوردن هر چیز جدید، آن چیز باید با چیز دیگرى مربوط شود که از قبل آن را مى‏شناسیم یا آن را به راحتى به خاطر مى‏آوریم.

5 -بعد از این که دو چیز در ذهن ما به هم مربوط شدند، موضوعى که از قبل آن را مى‏شناسیم، چیز جدید را به یادمان مى‏آورد انجام چنین کارى آن‏قدر ادامه مى‏یابد تا مطلب جدید به صورت اطلاعى در آید که از قبل آن را مى‏شناسیم و به عبارت ساده‏تر، در ذهن ما استقرار و استحکام یابد و به راحتى در حافظه ما حضور یابد.

چرا ما به سادگى نقشه ایتالیا را به خاطر مى‏آوریم؛ اما به دشوارى مى‏توانیم شکل سرزمین‏هاى آلمان یا فنلاند را به یاد آوریم؟ زیرا معلم از کودکى به ما آموخت که ایتالیا شبیه یک چکمه است؛ یعنى شکلى که ما از قبل آن را مى‏شناختیم.

از قدرت تصویر ذهنى خود بیشتر استفاده کنید! متخصصان فن حافظه مى‏گویند: هر چه به تصویر درآید، به سادگى به خاطر سپرده مى‏شود.

6 -وقتى شما فکر مى‏کنید، تصویر هایى در ذهن شما پدید مى‏آید. این عمل تصور کردن، تصویر سازى یا تصویرى کردن است. این کارى است که شما هر لحظه و پیوسته انجام مى‏دهید و هیچ مشکلى درباره آن ندارید.

ارسطو در یکى از کتاب‏هایش مى‏گوید:

«براى فکر کردن، ما باید با تصویرهایى گفت‏وگو کنیم که آنها را در ذهن خود مى‏بینیم. فرض کنید من به شما مى‏گویم که به صندلى فکر کنید. شما در ذهن خود چه چیزى را مى‏بینید؟ بدون شک، اولین تصویرى که در ذهن شما ساخته مى‏شود، یک صندلى است.

شما مى‏توانید با پیوند دادن بعضى معانى به بعضى تصاویر قرینه و نزدیک به آن، به حافظه خود در یاد آورى آن معنا کمک کنید؛ مثلاً یادگیرى یک مطلب علمى در کلاس درس با حادثه‏اى که همان زمان موجب جلب توجه شما شده است، عجین مى‏گردد و به محض یاد آورى تصویر آن حادثه یا جریان، آن مطلب علمى نیز در ذهن شما حضور مى‏یابد. بسیارى از این تصاویر جالب را مى‏توان به صورت خودآگاه و عامدانه به وجود آورد.

7 -اسپینوزا مى‏گوید: هر قدر یک چیز قابل فهم‏تر و روشن‏تر باشد، آسان‏تر در حافظه، حفظ و نگه دارى مى‏شود و بر عکس هر قدر مبهم‏تر باشد، آسان‏تر از یاد مى‏رود.

نتیجه مى‏گیریم که بهتر است مفاهیم مبهم و مشکل را به اجزاى ساده و قابل فهم تبدیل کنیم و یا تصویر ذهنى ملموسى از آنها بسازیم تا ساده‏تر در ذهن باقى بمانند و یاد آورى آنها آسان‏تر گردد.

8 -ما تمایل داریم چیزهاى ساده، ملموس، روزمره و معمولى را فراموش کنیم؛ اما به ندرت چیزهاى منحصر به فرد، خشونت‏آمیز، غیر معمولى، مضحک و فوق العاده را از یاد مى‏بریم.

ما مى‏توانیم با ایجاد پیوندهاى ذهنى میان اشیا و کلمات، آنها را غیرمعمولى، تمسخرآمیز یا غیر ممکن سازیم تا مثل چسب به هم محکم شوند و در ذهن بمانند.

براى تصویرسازى از کلمات مبهم، از نیروى تخیل و ابتکار خود بهره بگیرید. یک ذره تخیل به اضافه مقدارى ابتکارى، به شما امکان مى‏دهد تا هر چیزى را تصویرى کنید. تخیل مى‏تواند بسیار مهم‏تر و مفیدتر از اطلاعات باشد. اگر شما تخیل نداشته باشید تا از اطلاعات خود استفاده کنید فایده ذهن و مغز چیست؟

مثلاً براى به خاطر آوردن سوره‏اى از قرآن کریم که سجده واجب دارند، این گونه خیال‏پردازى کنید: شبى در حالى که ستاره در آسمان مى‏درخشید، پدرم را دیدم که در حال سجده، سوره فصلت را قرائت مى‏کرد. نام چهار سوره مذکور، در این داستان آمده است: نجم (ستاره)، سجده، فصلت و اقرأ یا علق(قرائت).

9 -خوب مشاهده کردن در تقویت حافظه، کمک بزرگى است. نگاه کردن و دیدن،آسان است؛ اما به دقت و به درستى مشاهده کردن، مهارتى است که باید آن را کسب کنید. حافظه و مشاهده، رابطه نزدیکى با هم دارند و در کنار هم شما را به موفقیت نزدیک‏تر مى‏کنند. تفاوت دیدن با مشاهده کردن چیست؟ تفاوت آن است که ما با چشمان خود مى‏بینیم؛ اما با ذهن خود مشاهده مى‏کنیم؛ به عبارتى مشاهده کردن، یعنى با ذهن دیدن.

تنها قاعده براى مشاهده کردن خوب و حساس، دقت و توجه است. شما با تمرین آگاهانه یا نا آگاهانه، مى‏توانید درست مشاهده کردن را به صورت یک قاعده در آورید و آن گاه که بر اثر کسب این مهارت، از هر معنایى یک تصویر ذهنى دقیق و روشن و همراه با جزئیات در ذهن شما تشکیل شد، متوجه خواهید شد که چقدر در به خاطر آوردن آن توانا هستید و چه حافظه نیرومندى پیدا کرده‏اید.

10 -اطلاعات، قابلیت اتصال به یکدیگر را دارند و هر اطلاعى را مى‏توان به اطلاع دیگر متصل کرد. مهم نیست که اتصال چقدر واضح و روشن یا مبهم و رمز گونه باشد؛ مهم آن است با تمرین در ذهن ما جایگزین شود.

اطلاعات به هم متصل شده‏اى که شما زیاد استفاده مى‏کنید و در مدت کوتاهى به معلومات شما تبدیل مى‏شوند، فقط به این دلیل است که مورد استفاده قرار گرفته‏اند. حال با اطلاعاتى که به طور مرتب مورد استفاده ما نیستند، چه کار کنیم؟ اصلاً نگران نباشید! فقط کافى است چند وقت یک بار آنها را در ذهن مرور کنید. در این صورت، وقتى که به آنها نیاز دارید، آن اطلاعات به یاد شما مى‏آیند. این کاربرد مرتب است که بر چگونگى نگه دارى اطلاعات در ذهن، نظارت مى‏کند.

11 -علت فراموشکارى چیست؟ ریشه مشکل فراموشى در کجاست؟ اگر به دقت توجه کنید، مى‏بینید علت این است که به موقع حضور ذهن نداشته‏ایم. ذهن ماغایب و در حقیقت در جاى دیگرى بوده است. ما در شرایط معین، کارهایى را انجام مى‏دهیم که وقتى بعد مى‏خواهیم آن وضعیت یا کارها را به خاطر آوریم، موفق نمى‏شویم و این، یعنى فراموشکارى.

براى حل مشکل فراموشکارى، باید مطمئن باشید که در لحظه‏اى که دارید آن کارهاى معین را انجام مى‏دهید، ذهن شما حاضر است و غایب نیست. وقتى شما بدون تفکر درباره عملى، آن را نا خود آگاه انجام مى‏دهید، در واقع آن را در ذهن خود ثبت نمى‏کنید؛ پس در آینده نیز چیزى را به خاطر نمى‏آورید. راه حل آن است که آگاهانه عمل کنید و اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافى توجه و حضور ذهن دارید.

12 -چه کار کنیم که مجبور نباشیم یک مطلب را بارها و بارها بخوانیم تا بتوانیم آن را به ذهن بسپاریم و به عبارتى چگونه مى‏توانیم حافظه مطالعاتى خود را تقویت کنیم؟ شما باید خوب خواندن (خواندن مؤثر) را یاد بگیرید.

13 -براى تقویت حافظه ناچارید که تمرکز حواس داشته باشید. تمرکز، یعنى توجه و دقت اختصاصى، انحصارى و منحصر به فرد، درباره یک شى‏ء، یک هدف، یا یک موضوع.

شما چگونه مى‏توانید تمام توجه و دقت خود را به طور کامل به یک موضوع اختصاص دهید؟ براى رسیدن به این هدف، باید قانون اصلى تمرکز را به کار ببرید؛ خود را درگیر کنید.

چگونه خود را درگیر کنید؟ جواب مهم و طلایى ما این است: سؤال کنید؛ شما با سؤال کردن، شروع به فکر کردن مى‏کنید. وقتى مطالب را با هدف یافتن پاسخ‏هاى معین براى پرسش‏هاى معین بخوانید، این امر حافظه شما را در یادگیرى مطالب تقویت مى‏کند.

14 -براى تقویت حافظه یک دفتر یادداشت تهیه کنید و از مطالبى که معمولاً فراموش مى‏کنید، فهرستى تهیه کنید.

فهمیدن این که چه مطالبى را فراموش مى‏کنید، از آن جهت مفید است که مى‏توانید براى فراموش نکردن آنها بیشتر تمرکز ایجاد کنید.

مشکل اساسى آن است که ندانید چه مطالبى را فراموش مى‏کنید.

این روش فایده بزرگ دیگرى هم دارد. شما وقتى فهرستى از فراموش کارى‏هاى خود تهیه مى‏کنید، خود را هم متقاعد مى‏سازید که حافظه شما چندان هم خراب نیست و فقط در موارد محدودى که فهرست آن را در اختیار دارید، دچار مشکل هستید و تازه مى‏فهمید که بسیارى از موارد هم راه حل هایى بسیار ساده و آسان دارند و در واقع شما از دو جهت مشکل خود را کوچک‏تر مى‏کنید.

15 -مطالبى را که ممکن است فراموش کنید، به صورت سؤال در آورید و در طول امروز چندین بار آن سؤال را خود بپرسید. اغلب مسائل، با ایجاد سؤال در ذهن شما حک مى‏شوند و تصویر سؤال، نا خود آگاه با تصویر پاسخ آن، حالت تداعى پیدا مى‏کنند؛ اما احتمالاً سؤالاتى هستند که با این روش به آسانى پاسخ آنها را به خاطر نمى‏آورید و باید توجه و دقت خاصى به خرج دهید و از روش‏هاى دیگرى نیز استفاده کنید.

16 -براى تقویت حافظه خود مى‏توانید از دیگران بخواهید که سؤالاتى را که احتمالاً پاسخ آنها را فراموش مى‏کنید، از شما بپرسند. با تکرار این تمرین، شما بر نقاط ضعف حافظه خود تسلط پیدا مى‏کنید و فرا مى‏گیرید که همیشه آماده پاسخ به هر سؤالى باشید و در نتیجه ذهن شما مطلب مورد نظر را به صورت آماده باش نگه مى‏دارد تا آرام آرام آن مطلب به دانسته‏هاى ناب و دائم شما اضافه گردد.

فرقى نمى‏کند که چه کسى آن سؤالات را از شما مى‏پرسد؛ خود شما خوب مى‏فهمید که چه وقت خوب و کامل پاسخ داده‏اید و چه وقت پاسخ را از خود ساخته‏اید؛ پس خود را فریب ندهید.

17 -یک روش مؤثر دیگر براى تقویت حافظه آن است که از متدهاى کمکى استفاده کنید. شما مى‏توانید از قلم و کاغذ یارى بجویید و مفاهیم، ارقام یا مطالبى را که در حفظ آنها مشکل دارید، بر روى کارت‏هاى کوچکى بنویسید و هر روز چند دقیقه را صرف باز نویسى فهرستها نمایید. دقت کنید که کدام مطلب را به خاطر دارید و کدام را هنوز فراموش مى‏کنید. فهرست جدید دیگرى از مطالبى که بیشتر فراموش مى‏کنید، تهیه کنید و دوباره آنها را تمرین کنید.

وقتى بدانید چه مطالبى را فراموش کرده‏اید، به راحتى مى‏توانید در جهت حفظ آن اقدام کنید. هر چه بیشتر مطلب مهم را فراموش کرده باشید، کمتر احتمال دارد که مجدداً آنها را فراموش کنید. این را بدانید که به خاطر سپردن مطلبى به دفعات در حافظه، مؤثرتر است از این که آن مطلب یک بار و در موقعیتى خاص در ذهن شما جاى گرفته باشد.

18 -یک مطلب مهم در افزایش کارآیى حافظه آن است که بدانید دقیقاً چه مطلبى را باید به خاطر بسپارید. فهرستى از نکاتى که باید همیشه در ذهن آماده داشته باشید، تهیه کنید تا به سؤالات مربوطه به طور موفقیت‏آمیز و سریع پاسخ بگویید و از تکرار مطالبى را که نیازى به یادآورى مداوم و همیشگى آنها ندارید، پرهیز کنید تا ذهن خود را بیهوده خسته نکنید. مردم وقت زیادى صرف یادگیرى مطالبى مى‏کنند که به طور منطقى از آنها انتظار نمى‏رود که به خاطر داشته باشند.

همیشه از خود بپرسید که آیا لازم است این مطلب را به خاطر بسپارم یا اگر بتوانم در مواقع لزوم از آن استفاده کنم، کافى است؟

19 -از صدر المتألهین نقل مى‏کنند که مى‏گفت: تعقل و تعلق هرگز یک جا جمع نمى‏شوند. او داستانى را درباره یکى از دوستانش نقل مى‏کند که حافظه‏اى بسیار قوى داشت و در یادآورى علوم کلى و سنگین بسیار توانا بود؛ اما طى حادثه‏اى جذب مادیات شد و تعلقات مادى و دنیایى چنان توجه او را به خود جلب کرد که قدرت سرشار حافظه خود را آرام آرام از دست داد؛ به گونه‏اى که در ساده‏ترین مسائل تعقلى در مى‏ماند.

به عقیده ملاصدرا، هر چه مشغله‏هاى فکرى و تعلقات دنیایى و افکار حاشیه‏اى از ذهن آدمى دور شود، قدرت تمرکز بر مطالب خاص و توانایى به حافظه سپارى آن چه شایسته و ارزشمند است، بیشتر مى‏شود.

20 -بنابر آموزه‏هاى اسلامى نیز راهکارهایى براى تقویت حافظه وجود دارد:

1. پرخورى نوعى حماقت را به همراه مى‏آورد و قواى عقلى را ضعیف مى‏کند و کم خورى یکى از راه‏هاى زیاد شدن حافظه است.

2. زیاده از حد آب خوردن و بدون احساس نیاز آب نوشیدن، موجب کندى ذهن مى‏شود.

3. مسواک زدن منظم، حافظه را زیاد مى‏کند و بى توجهى نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و امراضى مى‏گردد که فراموشى و کند ذهنى ایجاد مى‏نماید.

4. شست‏وشوى بینى یا استنشاق آب، یکى از راه‏هاى تقویت و گشایش حافظه است. بدیهى است که اصلاح وضعیت تنفسى و رسیدن اکسیژن کافى به مغز، قدرت قواى ذهنى را افزایش مى‏دهد.

5. حجامت در محل متعارف آن یعنى میان دو کتف، یکى از عوامل افزایش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نیز مى‏افزاید. جالب است که میان افزایش تحرک و قدرت جابه جایى اجزاى خون که با حجامت و فصد حاصل مى‏گردد با خون رسانى صحیح و آسان به کوچکترین عروق مغزى، رابطه نزدیکى وجود دارد. 6. خواب کوتاه قبل از نهار (قیلوله) از عوامل تقویت حافظه و ترک آن از عوامل فراموشى شمرده شده است.

7. مویز، کندر، سیب، انار، به، سرکه، بادام و پسته، پیاز و سیر، شیر گوسفند و فلفل سیاه براى تقویت حافظه، مفید هستند.

نتیجه

چیزى به نام حافظه ضعیف وجود ندارد. حافظه‏ها دو نوعند؛ تربیت شده و تربیت نشده. فقط باید بدانیم که ما کدام یک از این دو نوع حافظه را داریم و در صورت نیاز براى تربیت و پرورش حافظه خود اقدام اساسى کنیم. روش‏هاى تقویت حافظه فراوانند و شاید بسیارى از آنها از حوصله این بحث خارج باشد و شاید هم اغلب راهکارها به تمرین و ممارست ختم شود که کارى عملى است و نه تئورى.

آن چه ما قصد بیان آن را داریم تلنگرى به ذهن‏هاى تسلیم شده‏اى است که گمان مى‏کنند هرگز نخواهند توانست طلسم فراموش کارى خود را بشکنند. آنها باید بدانند که براى داشتن یک حافظه قوى و نیرومند، لازم است زحمت بکشند و با روش‏هاى علمى و مجرب، از سرمایه وجودى خود استفاده کنند.

به قول نیکلاس راو: «حافظه، گنجینه‏اى است که اگر مى‏خواهیم از آن به قدر نیاز یارى بگیریم، باید به آن بها بدهیم و برایش سرمایه گذارى کنیم

 

نوشته شده توسط روانشناس در یکشنبه یکم آذر 1388 ساعت 16:29 | لینک ثابت |
 

روانشناسی علمی جذاب و گسترده است و به قطع نه می توان گفت جدید و یا قدیمی است. و در هر دین وایین و مذهبی بو نوعی رد ÷ایی در آن میبینیم حال از روانشناسی تجربی یا اکادمیک.
اما موضوع مورد بحث این ÷ست از وبلاگ مربوط به روانشناسی و اسلام یا بهتر بگویم روانشناسی اسلامی است.
امروزه (متاسفانه) در مباحث روانشناسی کمتر ردپایی از اسلام یا دین میبینیم. طبیعتا تمام ادیان الهی تاکیدی بر انسان شناسی داشته اند ولی تاکید امروز من بر اسلام است دلیل آن شاید مذهب خودمان باشد ولی در کل قابل تعمیم به تمام ادیان الهی است. متاسفانه مبحث روانشناسی و اسلام مانند سیاست ودین شده همانطور که اکثر کشورها دین را در سیاست دخالت نمی دهند اسلام نیز با روانشناسی امروزه دور افتاده و بیگانه شده اند هرچند که ما در آیات و روایات تاکید زیادی بر انسان شناسی داریم و آنرا مقدمه خداشناسی می دانیم.و امروزه نسبت کتابهایی که در مورد روانشناسی اسلامی منتشر شده نسبت به دیگر کتب روانشناسی به جرات میتوان گفت بسیار ناچیز است.و به همان کتابهاب علم النفس از دیدگاه اسلام که با نامهای گوناگونی منتشر شده بسنده می کنند. در اضافه من این را هم قبول دارم که در کشور های غربی بار تحقیقات روانشناسی به دوش گرفته شده و کمتر کشور اسلامی این کار را انجام داده(که نداده). ولی باید قبول کنیم که اعتقادات آنه با ما متفاوت است واین نیز در برخی تحقیقات ـنها مسلما موثر خواهد بود و درمان برخی بیماری های روانی بر اساس نسخه آنها شاید برای ما سخت باشد . مثلا درمان خودارضایی در مردان با ارتباط با جنس مخالف(در اینجا نامشروع)
.خود میدانیم که برای ما کار آسانی نیست.
سوال اینجاست چرا با تاکیدی که در دین ما به انسان شناسی شده ولی هیچ گام و اقدام تحقیقی و پژوهشی در باره روانشناسی و درمان بیماری های روانی بر اساس دین و فرهنگ خودی نشده؟ چرا ما لابراتوار روانشناسی مجهزی ندارم که دانشجویان و اساتید ما به راحتی و بدون موارد دست و پا گیر دران کار کنند؟

 

نوشته شده توسط روانشناس در جمعه بیست و نهم آبان 1388 ساعت 11:18 | لینک ثابت |
پایین آوردن درجه عصبانیت در نوجوانان

ابزار رام کردن این نیروی سرکش

نیروی عصبانیت در بیشتر مواقع آ ن قدر شدید است که مدیریت و کنترل آن سخت می شود. برای مهار و مدیریت این خشم به آگاهی از خود و کنترل روی خود نیاز دارید و یاد گرفتن این دو مهارت زمان می برد .

برای مثال والدین به شما می گویند تا اطاق خودتان را مرتب نکرده اید اجازه بیرون رفتن را ندارید شما هم ازاین موضوع عصبانی میشوید و اقداماتی را انجام می دهید .

1 از احساسات خود با خبر شوید

در اولین مرحله علت و چرای عصبانی شدن خود را بشناسید مواردی که شما را عصبانی می کند به زبان بیاورید در نتیجه با شنیدن احساسات خود به جای واکنش عملکرد نشان می دهید چون درباره آنها فکر کردهاید .

2 صبر کنید و بیندیشید

بعد از اینکه موضوع عصبانیت خود را شناختید چند دقیقه بدون رفتار و حرف خاصی صبر کنید و به خودتان فرصت دهید تا بتوانید خشمتان را کنترل کنید .

3 انتخاب کنید

بطور مثال اگر گزینه اول انتخاب شده است ماجرا بدتر شده و حتی کار به تنبیهات شدیدتر می کشد اگر گزینه دو را می پسندید درست است که احتمال دارد دیرتر به مهمانی برسید اما مادرتان راضی شده و دعوا نمی شود شما هم لازم نیست شرمنده شوید .ضمن اینکه به اشتباهتان هم پی برده و دفعه بعد بدون تهدید اتاقتان را مرتب می کنید .

4 تصمیم بگیرید

وقتی به خودتان فرصت داده باشید حتما" گزینه دوم انتخاب میشود چون بهترین و منطقی ترین گزینه است .

5 حواستان را پرت کنید

اگر از موضوعی ناراحت هستید و نمی توانید از آن بگذرید کاری انجام دهید که حواستان را مدتی به موضوع

دیگری منحرف کند مانند تماشای تلویزیون مطالعه حل جدول و یا رفتن به سینما این راهکار باعث آرامش شما شده

نمی گذارد انفجار عصبانیت رخ بدهد در ضمن خلق شما را بهتر می کند در نتیجه در کل کمتر عصبانی شده و

کنترل بیشتری برخورد دارید .

اگر عصبانیت شما طولانی مدت است اگر تحریک پذیر کج خلق هستید به خودتان یا دیگران آسیب می رسانید و دایم

با همه جرو بحث دارید حتما" از یک مشاوره کمک بگیرید چون به تنهایی از پس حل این مشکلات و عواقب بعدی

آنها برنمی آیید

نوشته شده توسط روانشناس در جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت 11:44 | لینک ثابت |

انسان موجودی است که معمولا به سمت تحول و تغییر پیش میرود و اگر زمانی مشاهده شد که انسان عملا از تحرک دست کشیده و تسلیم شرایط سکون شده است باید عواملش را شناسایی کرد در غیر اینصورت چنین فردی تدریجا مبتلا به افسردگی میشود.

افسردگی اختلال و بیماری است که همیشه مخرب شادابی ، سرور و تحرک آدمی بوده است انسان از اندوه، غم و تاريکي مي گريزد و به شادي و نور پناه مي برد. شاد زيستن آرزوي ديرينه و فطری آدمي است.

حال سوال این است: آیا انسان همیشه خود به سکون ، بی تحرکی و درماندگی میرود یااینکه محیط و اجتماع او را ناگزیر به پذیرش چنین وضعی کرده اند؟

مارتین سلیگمن در تحقیقات خود شواهدی را نشان میدهد که حیوانات در شرایطی که رخدادهای تصادفی رنج آور رخ می دهد درمانده می شوند و این حالت را به عنوان یک پاسخ به مشکلات می آموزند و بعد از آن هر چه رخدادهای رنج آور پیش روی می آید آنها همان پاسخ درماندگی را نشان می دهند(البته هر ذهن ارگانیکی بسته به مهارتهایش با پاسخها برخوردهای متفاوتی می کند ، آنهایی که استقامت بیشتری نشان می دهند دیرتر آنهایی که ضعیف ترند زودتر درمانده می شوند.).

برای بهتر روشن شدن مطلب تصور کنید دو ماهی( یکی گوشتخوار و دیگری معمولی) را با هم در یک ظرف قرار دهیم بطور طبیعی ماهی گوشتخوار برای شکار ماهی معمولی به طرف او میرود حال اگر این دو ماهی را با دیوار شیشه ای از هم جدا کرده باشیم ، هنگامیکه ماهی گوشتخوار به طرف ماهی معمولی میرود با سدی مواجه میشود که دیده نمیشود ولی مانع موفقیت اوست، و اگر این کار در تکرارهای بعدی همان نتیجه(عدم موفقیت) را بدهد ماهی گوشتخوار یاد میگیرد که تلاشش بی فایده است و بعد از مدتی حتی اگر دیوار شیشه ای برداشته شود باز هم به طرف ماهی معمولی نمی رود و او را شکار نمیکند چون دیوار و ناکامی را باور کرده و در غیاب دیوار، خود دیواری ذهنی ساخته واین دیوار ذهنی است که او را اینک درمانده و ساکن ساخته و اگر این وضعیت اصلاح نشود به تدریج اینحالت در خود فرو رفتگی به افسردگی و مرگ تبدیل میشود.

نتیجه : محیط (شرایط زندگی فردی و اجتماعی ) علاوه بر کامیابی بعضا ناکامی های را برای آدمی بوجود می آورد ، کامیابی مشکلی ایجاد نمی کند آنچه مشکل ساز است ناکامی است و اگر ناکامیها بیشتر از کامیابی ها باشند و تلاشها رافع و دافع ناکامی نشوند انسان این شکستها را به تمام سطوح زندگی تعمیم داده و خود را ناکام دائمی تلقی و از تلاش برای رهایی محروم می سازد .هر جه این وضعیت طولانی تر و تعمیم ها گسترده ترشوند سلامت انسان بیشتر در معرض خطر قرار میگیرد و بمرور با یادگیری رفتار درمانده، افسردگی جایگزین شخصیت سالم میشود

نوشته شده توسط روانشناس در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ساعت 9:26 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar